من ، تو ، او

زنگ رياضيه ، من به سوال های روی تخته نگاه مي کنم ولی چيزی نمی فهمم ، تو جواب ها را از روی بغل دستيت کپ می زنی که اگه رفتی پای تخته سه نشه و او با غرور مسئله های روی تخته را حل می کند.
زنگ تفريحه ، من يه توپ بسکت بر می دارم. تو به خاطر دو نمره ای که کم گرفته ای بی خيالی و او برای بار سوم زيست زنگ ديگر را مرور می کند.
زنگ زيسته ، ما توی آزمايشگاهيم . من در حالی که سعی مي کنم از حرف های معلم سر در بياورم لام را زير ميکروسکوپ می گذارم ، تو کاغذی را به بغل دستيت مي دهی و منتظرجواب می مانی و او طبق معمول انگشتش برای جواب دادن بالاست .
زنگ ادبياته ، ما از بی جايی روی پشت بوم نشستيم . من در حالی که در خودکارم را می جوم به تکه ابری که شبيه يک قلب است خيره شده ام ، تو و دوستت سعی می کنيد از کلاس جيم بشويد و او دانش معلم را زير سوال برده است .
زنگ شيميه ، باز هم معلم در يک گفت و گوی دو طرفه مخ ما را می جود . من روی ميز علامت سرخپوستی می کشم ، تو خوابی و او چهارمين صفحه از دفترش را سياه می کند....

تحت تعقيب

/ 0 نظر / 9 بازدید